کاروان دل
 

من از تو بال و پر مي خواهم اي عشق

نگاهي شعله ور مي خواهم اي عشق

دلي بي تاب دارم از غم تو

دلي بي تاب تر مي خواهم اي عشق

 

با کاروان محرم

 

السلام علي المهدي (عج)

+ يا اين دل شکسته ما را صبور کن

+ شبهاي بيقراري چشمم سحر نشد

+ دنيا دوباره صاحب خورشيد مي شود

+ صبح جمعه که مي رسد از راه

+ بيا و پس بگير انگشتري را

 

السلام علي الحسين (ع)

+ شب جمعه کنار شش‌گوشه

+ اين دل شده هيأت اباعبدالله

+ تا خيمه تقرب تو پر کشيده ايم

+ با نور خود سرشت مرا ناب ناب کن

+ ندارم توشه اي غير از نداري

 

حي علي العزا

+ در هر مصيبت و محني فَابکِ لِلحُسَين

+ این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین

+ شميم عاطفه در کوچه ها رها شده است

+ لبريز آه و ندبه و غم گريه مي‌کنم

+ وقتش شده كه هستي خود را فدا كنيم

+ اگر تا کربلا رفتي دل من

 

حضرت مسلم (ع)

+ شانه هاي زخمي اش را هيچ كس باور نداشت

+ آن روز كوفه حال و هوايي غريب داشت

+ آسمان کوچ کرده از اين شهر

+ تماشایی شده مهمانی من

 

ورود کاروان به کربلا

+ دشت در دشت دلهره می ریخت

+ اِنّا اِلیهِ راجِعُون

 

حضرت رقيه (س)

+ با سر رسیده ای بگو از پیکری که نیست

+ می ریخت لاله لاله غم از عرش محملش

+ لب بسته است ، بی رمق و خسته، بی شکیب

+ يک نيمه شب بهانه‌ی دلبر گرفت و بعد

+ بیا بابا ولی حرفِ سفر! نه

+ برایش باز شد باب نجاتی

 

جوانان حضرت زينب (س)

+ روز اول چه خوب يادم هست

+ الهي من شوم قرباني تو

 

حضرت حر (ع)

+ دلم را زیر و رو کن با نگاهی

 

حضرت عبدالله (ع)

+ مي روم لا أفارق عمي

+ همه رفتند و تنها مانده ام

 

حضرت قاسم (ع)

+ در نگاهت فروغ توحيد است 

+ الهی دست ما را هم بگیرد

 

حضرت علي اصغر (ع)

+ اين اشکهاي سرزده خواهي نخواهي است

+ تا عرش رفت مرثيه سرخ حنجرش

+ دست هاي کوچک تو...

+ زمزمه ي سه شعبه

 

حضرت علي اکبر (ع)

+ مانند جدت رحمة للعالميني

+ امشب دلم آشفته ي داغ جواني ست

+ فزت و ربّ کرب و بلا را بخوان علي

+ کنارت عمه گرم روضه خواني

+ درياب مرا جان جوانت ارباب

 

حضرت اباالفضل العباس (ع)

+ در دست تو تلاطم شمشير ديدني ست

+ مشک تشنه به روي دوشش بود

+ از کار عشق اين گره بسته وا نشد

+ بگير اين دست ها را يا اباالفضل

 

عاشورا

+ در کربلا شکسته شد آئينه ي علي

+ تا باز کرد در دل روضه لهوف را

+ نزن حرف جدايي با من

+ بميرم سجده هاي آخرت را

+ چه دعوايي سر پيراهن تو ...

 

پس از عاشورا

+ چشم وا کردم و پرپر شدنت را ديدم

+ چه آمد تا سحر بر روز زينب

+ خداحافظ تن در خون تپيده

+ کجا شايسته ي تو بوريا بود

+ تنور خولي آن شب تا سحر سوخت

 

امام سجاد (ع)

+ رحمت واسعه ات دست مرا مي گيرد

+ از روزهاي قافله دلگير مي شوي

+ ذکر مصيبت مي کند الشام الشام

+ وَ أنَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً

+ به پا کن کربلايي در دل ما

 

اسارت اهل بيت (ع)

+ يک کاروان سپيده رسيده به شهر شام

+ خورشيد زينب شام را هم زير و رو کن

+ سر خورشيد بر دروازه شهر

+ لب مقدس قرآن و خيزران بوسه!

+ چه اشکي دارد امشب زينب تو

+ چه غوغايي شده پهلوي نيزه

 

اربعين حسيني (ع)

+ کاروان مي رسد از راه، ولي آه ...

+ از راه رسيده اربعيني ديگر

+ همه برگشته اند اما ...

[ ۱۳۹۲/۰۸/۱۲ ] [ 11:35 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

شب اشک و شب آه و شب غم

شب دلواپسی و حزن و ماتم

میان سینه قلبم بیقرار است

محرم آمده ای دل محرم

 

سر آمد دوره ي خاموشی من

ببین تاب و تب چاووشی من

رسیده روزهای غربت تو

رسیده وقت مشکی پوشی من

 

محرّم ماه ایثار است و غیرت

رسیده موسم تجدید بیعت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت

 

***

 

بخوانيد:

+ در هر مصيبت و محني فَابکِ لِلحُسَين

+ این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین

+ شميم عاطفه در کوچه ها رها شده است

+ لبريز آه و ندبه و غم گريه مي‌کنم

+ وقتش شده كه هستي خود را فدا كنيم

[ ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ ] [ 9:30 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

آمد محرم و غم عظمای کربلا

خون می تراود از دل صحرای کربلا

چشمان توست مصحف غم های کربلا

داری به دوش پرچم آقای کربلا

 

هر صبح و شام غرق عزا گریه می‌کنی

با روضه های کرب و بلا گریه می‌کنی

 

در حیرتم که با دلت این غم چه می‌کند

شب های داغ و شیون و ماتم چه می‌کند

با چشمهات اشک دمادم چه می‌کند

زخمی ترین غروب محرم چه می‌کند

 

امشب بیا که روضه بخوانی برایمان

صاحب عزای خون خدا صاحب الزمان

 


ادامه شعر را از دست ندهيد
[ ۱۳۹۰/۰۹/۰۵ ] [ 7:21 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین

شب های ماتم تو مرا می‌کشد حسین

 

تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست

سرخی پرچم تو مرا می‌کشد حسین

 

از لحظه‌ی ورودیه تا آخرین وداع

هر شب ، محرّم تو مرا می‌کشد حسین

 

هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی

اشک دمادم تو مرا می‌کشد حسین

 

داغ علی اصغر و عباس و اکبرت

غم‌های اعظم تو مرا می‌کشد حسین

 

از قتلگاه تو چه بگویم؟ حکایتِ

انگشت و خاتم تو مرا می‌کشد حسین

 

بر نیزه در مقابل چشمان خواهری

گیسوی درهم تو مرا می‌کشد حسین

 

سالار سر بریده‌ی زینب سرم فدات

هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات

 

[ ۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ] [ 8:39 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
.: کاروان دل: پايگاه اشعار آئيني يوسف رحيمي :.
اللهم عجل لوليک الفرج

رهبر معظم انقلاب:
درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى
و شجاعت و مواسـات و درس قيـام للَّه
و درس محبّـت و عشـق اسـت. يكى از
درسهاى عاشورا همين انقلاب عظيم و
كبيرى‌ست كه‌شما ملت ايران پشت‌سر
حسين‌زمان و فرزند‌ابى‌عبداللَّه الحسين
عليه‌السلام انجام داديد.

در خون ماست غیرت سردار علقمه
هیهات اگر حسین زمان را رها کنیم...