کاروان دل
 

 

اين قلب به خون تپيده را دريابيد

اين جان به لب رسيده را دريابيد

چندي ست که دلتنگ شهادت هستم

اين از همه جا بريده را دريابيد

[ ۱۳۹۲/۱۱/۱۳ ] [ 9:6 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

نمي‌ خواهم دگر آسايشم را

بيا بر هم بزن آرامشم را

شهادت! اي هُماي آسماني!

اجابت کن اجابت خواهشم را

[ ۱۳۹۲/۰۷/۰۱ ] [ 12:48 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

 

بين ملکوتيان چه نامش نامي ست

مي آيد و با آمدنش پيغامي ست

اين گونه غريب و بي نشان مي آيد

تا گويد هر چه هست در گمنامي ست

[ ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ ] [ 6:50 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

اي منتقم خون شهيدان برگرد

از مشرق پر فروغ ايمان برگرد

با سيصد و سيزده مسيحائي دم

با همت و باکري و چمران برگرد

 

 

+ با عقل آب عشق به يك جو نمی‌رود

    بيچاره من كه ساخته از آب و آتشم‌

[ ۱۳۹۱/۰۳/۳۱ ] [ 7:57 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

بچه ها

اگر شهر سقوط کرد

آن را دوباره فتح مي کنيم

مواظب باشيد ايمانتان سقوط نکند.

شهيد محمد جهان آرا

 

در فتح و دلاوري نخستين شهر است

مديون حماسه هاي تو اين شهر است

جانا ! تو محمّد جهان آرايي

چشمان تو فاتحان خونين شهر است

[ ۱۳۹۱/۰۳/۰۳ ] [ 7:18 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
  

آن روز سبکبار و رها مي رفتند

در اوج صداقت و صفا مي رفتند

برخاست نواي «لک لبيک حسين»

از مرز شلمچه، کربلا مي رفتند

[ ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ ] [ 8:44 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

...

من از معراج و معبر مي نويسم

به ياد کربلاي پنج هر شب

دو بيتي هاي بي سر مي نويسم

 

به ياد عموي شهيدم، شهيد نورالله رحيمي

که در عمليات کربلاي پنج در شلمچه به عاشورائيان پيوست.

[ ۱۳۹۰/۱۰/۱۷ ] [ 14:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

اين روزها بوي قفس دارد زمانه

اندوه و غربت مي وزد از هر کرانه

 

اين روزها دلتنگ دلتنگم شهيدان

کي مي رود از خاطر من ياد ياران

 

بعد از شما بال و پرم از دست رفته

تا آسمانها، معبرم از دست رفته

 

بعد از شما هر لحظه بوي غم گرفته

در اين غروب بي کسي قلبم گرفته

 

رفتيد و ما مانديم و دلتنگي و هجران

دنياي جور و بي وفائي، رنج دوران

 

رفتيد و ما مانديم و سيل امتحان ها

در اين غبار آلودي شک و گمان ها

 

دنيا محل امتحان هايي خطير است

يک سو سقيفه آن سوي ديگر غدير است

 

انگار ميدان بلا بر پاست هر روز

هنگامه‌ي کرب و بلا برپاست هر روز

 


ادامه شعر را از دست ندهيد
[ ۱۳۹۰/۰۹/۱۲ ] [ 7:32 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
 

اين قافله اي که لاله گون مي آيد
از دشت حماسه و جنون مي آيد
با اين همه فرمانده بي سر آري
از مطلع فجر و فتح خون مي آيد


اين قافله از مرگ ندارد پروا
دارد روي شانه پرچم عاشورا
اين قافله صد علي اکبر دارد
با پيکر غرق خون و ارباً اربا

 

 

[ ۱۳۹۰/۰۵/۰۴ ] [ 6:25 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

 

در این شب غم ، صبح حیاتی بفرست

از عرش عطوفت نفحاتی بفرست

چشمان امید شیعه تنها بر توست

یا فاطمه ! کشتی نجاتی بفرست

*

این آل خلیفه نسل بوسفیان است

اسلام نه این پیروی از شیطان است

آن خانه در سوخته شاهد باشد

مظلوم کشی برایشان آسان است

*

ای با تو خروش رود و دریا برگرد

ای وارث واقعی دنیا برگرد

سیراب شده زمین ز خون شیعه

ای صاحب ذوالفقار مولا برگرد

*

ای مونس هر ندبه و هر آه بیا

در این شب خون گرفته ای ماه بیا

بحرین شده ست کربلایی دیگر

ای صاحب شیعه! غیرت الله! بیا

 

[ ۱۳۹۰/۰۱/۲۸ ] [ 23:38 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

  

اي منتقم خون شهيدان برگرد

از مشرق پر فروغ ايمان برگرد

با سيصد و سيزده مسيحايي دم

با همت و آويني و چمران برگرد


ادامه شعر را از دست ندهيد
[ ۱۳۸۹/۱۲/۲۷ ] [ 13:42 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

منتشر شد:

 

شلمچه ـ کربلا

گزيده اشعار دفاع مقدس

 

ويژه هيئات مذهبي و کاروان هاي راهيان نور

 

کاري از دفتر هنر و ادبيات قتيل العبرات

به اهتمام: يوسف رحيمي

 

..........................................................................

 

مجموعه اي از

غزل، مثنوي، رباعي، دوبيتي و نوحه

همراه با سي دي تصويري سبک ها

 

..........................................................................

 

آثاري از

مقام معظم رهبري (حفظه الله تعالي)، علي انساني، محمد علي مجاهدي

سيد حسن حسيني، احد ده بزرگي، محمد نعيمي، ولي الله کلامي

محمد رضا آغاسي، سعيد حداديان، زکريا اخلاقي، جواد زماني، عليرضا قزوه

سيد حبيب نظاري، سيد جواد شرافت، اسماعيل محمد پور، پروانه نجاتي

پرويز بيگي حبيب آبادي، حامد اهور، حامد حجتي، رضا خورشيدي، رضا نيکوکار

روح الله گائيني، ‌سعيد بيابانکي، عبدالجبار کاکايي، عبدالرحيم سعيدي راد

‌ مجتبي حاذق، مجتبي رمضاني، محمد جواد قدرتي، محمد حسين جعفريان

محمد علي بهمني، محمدکاظم کاظمي، مريم سقلاطوني، مهدي رحيمي

ميلاد عرفان پور، هادي فردوسي و يوسف رحيمي

 

..........................................................................

 

مرکز پخش:

حدیث باب عشق: ۰۹۳۸۳۹۱۵۰۸۰ / ۰۹۱۹۸۵۰۷۸۸۰

جهت تهیه کتاب و سی دی

می توانید به مراکز زیر مراجعه فرمائید:

رسول نشاط : قم، خیابان ارم، پاساژ قدس، زیر زمین: ۷۷۳۶۶۶۰

محمد رسول الله : قم، خیابان ارم، روبروی حرم مطهر: ۷۷۳۳۱۴۱

 

[ ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ ] [ 15:55 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

اين انقلاب از برکت پير خمين است

در امتداد نهضت پاک حسين است

 

شرط حيات طيبه حب ولي ست

مولاي ما خورشيدي از نسل علي ست

 

روشن شده چشمان ما از نور ايمان

با لطف حق با جانفشاني شهيدان

 

*

 

بال عروج ماست اخلاص و بصيرت

در امتداد لحظه سرخ شهادت

 

شور شهادت تا هميشه در سر ماست

اين جان ناقابل فداي رهبر ماست

 

اينجا ديار شير مرداني غيور است

در سرزمين ما دو چشم فتنه کور است

 

*

 

اين روزها حال و هوايش جمکراني است

دلهاي عاشورائيان صاحب زماني است

 

ما وارثان نهضت کرب و بلائيم

چشم انتظار رجعت خون خدائيم

 

مي آيد از سمت سپيده آفتابي

با ذوالفقار حيدري اش بوترابي*

 

*  (سرود همخواني مردم گيلان در محضر رهبر معظم انقلاب: 8 دي 1389)

 

پيوست۱: آماده ايم هستي خود را فدا کنيم

 

پيوست۲: گويا ترين پيام ولايت بصيرت است

 

پيوست۳: فروغ بصيرت

 

 

[ ۱۳۸۹/۱۰/۰۷ ] [ 19:6 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

مي آيم از راهي که لبريز سفرهاست

پرواز در پرواز، ردّ بال و پرهاست

 

از معبري که غرق باور غرق شور است

از سنگري که چشمة جاري نور است

 

از نيمه شبهاي مناجات و عبادت

از لحظه هاي روشن قبل از شهادت

 

شبهاي جمعه ذکر يا قدّوس يا نور

معراج اشک و بندگي پرواز تا نور

 

صحن حسينيه نواي سينه زن ها

بوي خدا و بوي سيب پيرهن ها

 

سربند يازهرا ، سلوکي آسماني

يعني شکوه عاشقي در بي نشاني

 

هر صبح جمعه ندبه هاي بيقراري

دلتنگي و بي تابي و چشم انتظاري

 

مي آيم از راهي که لبريز سفرهاست

پرواز در پرواز، ردّ بال و پرهاست

 

پرواز سرخ آن کبوترهاي زائر

يک آسمان پر از پرستوي مهاجر

 

شوق شهادت، جانفشاني، شور ايثار

فريادهاي حيدري، مردان پيکار

 

مردان ايمان و جوانان حسيني

يعني علي اکبرترين هاي خميني

 

مردان دريادل، دليران حماسه

در چشمهاشان عاشقي مي شد خلاصه

 

ميدان مردان بدون ادعا بود

تفسير سرخ کلّ أرض کربلا بود

 

يا ليتنا کنّا معک، تعبير مي شد

اوج رشادت، فتح خون تحرير مي شد

 

چشمي که از شيدايي و احساس مي گفت

دستي که از بي دستي عباس مي گفت

 

يک دشت لبريز از شقايقهاي پرپر

صد کاروان قاسم، محمد، عون، اکبر

 

ميدان مين و لاله هاي بي سري که...

فريادهاي يا حسين از حنجري که...

 

مثل غروب و آسمان، خيسِ شفق بود

در خون تپيد اما پر از فرياد حق بود

 

مي آيم از راهي که لبريز سفرهاست

پرواز در پرواز، ردّ بال و پرهاست

 

مي آيم اما با دلي در خون نشسته

مي آيم اما بالهاي من شکسته

 

با کوله بار درد و غمها مانده ام باز

از کاروان عاشقان جا مانده ام باز

 

در سينه ام داغي نشسته روي داغي

دارم دل لبريز اندوه فراقي

 

گنجينه هاي آسماني زير خاکند

اينجا تمام لاله هايش بي پلاکند

 

بعد از شهيدان جاي ماندن نيست اينجا

بوي قفس دارد زمانه، شهر، دنيا

 

با من بگوئيد از حديث مرد بودن

از ماجراي اهل سوز و درد بودن

 

دشمن دوباره در کمين و ... صحنه خالي!

بار گراني بر زمين و ... صحنه خالي!

 

با من بگو مجنون بگو ليلاي من کو؟

خورشيدهاي روشن شبهاي من کو؟

 

کو همت و چمران و مهدي باکري ها؟

کو کاظمي ها، صادقي ها، باقري ها؟

 

آن شب سکوت فکه با من حرف مي زد

از قصة پرواز و رفتن حرف مي زد

 

آري خروش جاري اروند باقيست

اين جاده، اين پوتين، اين سربند باقيست...

 

به دوکوهه (پايگاه شعر و ادبيات دفاع مقدس) هم سري بزنيد

  

 

[ ۱۳۸۹/۰۱/۰۱ ] [ 0:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

 

تقديم به شهداي رهپويان وصال شيراز

 

يه كاروان گل لاله ، تو موج شيون و ناله

رفتن از اين خاك ، به سوي افلاك

رنگ دلبر گرفتند ، تا خدا پر گرفتند

اين شهيدا تا ابد برامون نور عينند

هدية ما عاشقا به آقامون حسينند

*

يه عمريه كه شهادت ، به زير پرچم هيئت

گفتگومونه ، آرزومونه

شهادت عزت ماست ، شرف و غيرت ماست

عمريه رهپويان وصال روي ياريم

ما براي شهادت همه چشم انتظاريم

*

تا خون داريم تو رگامون ، بالا مياد تا صدامون

غرق تاب و تب ، هر روز و هر شب

از آقامون مي خونيم ، ما حسيني مي مونيم

كوري چشم همه دشمناي ولايت

سربلندن شيعه هاي علي تا قيامت

 

 

[ ۱۳۸۷/۰۱/۲۷ ] [ 10:3 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
.: کاروان دل: پايگاه اشعار آئيني يوسف رحيمي :.
اللهم عجل لوليک الفرج

رهبر معظم انقلاب:
درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى
و شجاعت و مواسـات و درس قيـام للَّه
و درس محبّـت و عشـق اسـت. يكى از
درسهاى عاشورا همين انقلاب عظيم و
كبيرى‌ست كه‌شما ملت ايران پشت‌سر
حسين‌زمان و فرزند‌ابى‌عبداللَّه الحسين
عليه‌السلام انجام داديد.

در خون ماست غیرت سردار علقمه
هیهات اگر حسین زمان را رها کنیم...