|
کاروان دل |
شکوه رود و دریا: یا اباالفضل پناه اهل دنیا: یا اباالفضل به حق دست هایی که قلم شد بگیر این دست ها را ! یا اباالفضل دو دستت شد رها و پر گشودی میان موج خون غرق سجودی علی اصغر از دستم نمی رفت اگر از علقمه برگشته بودی سه شعبه، چشم پر خون، داغ اعظم شکسته از غمت آقای عالم کجا آخر به دنبالت بگردد تو و دستی جدا افتاده از هم
***
بخوانيد: [ ۱۳۹۱/۰۹/۰۲ ] [ 18:5 ] [
یوسف رحیمی ]
[
]
|
|
| اي با شکوه از تو سرودن سعادت است * اين شعرها بهانهي عرض ارادت است |