|
کاروان دل |
از امام باقـر عليه السلام نقـل شـده اسـت: روزی حضرت على عليه السلام با جماعتی به سرزمین کربلا رسید. آنگاه فـرمود: «قُتـِلَ فِيهَا مائَتـَا نَبِيٍّ وَ مائَتَا سِبْطٍ كُلُّهُمْ شُهَدَآءُ. وَ مَنَاخُ رِكَابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَآءَ. لَا يَسْـبـقُهُمْ مَنْ كَانَ قَبْلَهُمْ؛ وَ لَا يَلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ؛ در اينجا دويست پيامبر و دويست نواده پيامبر به قتل رسيـدهاند كه هـمه آنـها شهـيـد هستـنـد. ايـنجـا محـل فرود آمـدن سواران و قتلگاه عاشقان است،شهيدانى كه نه پيشینيان بر آنان سبقت جستهاند و نه آيندگان بـه مقام آنان خواهند رسید». «ابصارالعين في انصارالحسين، ص 22 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 298» تا خیمهي تقرّب تو پر کشیده ایم تو نور محض و ما ز تبار سپیده ایم آقا اگر «مَصارِعُ عُشّاق» کربلاست در عاشقی به منزل آخر رسیده ایم با عطر سیب پیرهنت مست می شویم شیدائی قبیلهي عشق و عقیده ایم دل بر شکوه جنت الاعلی نبسته ایم وقتی بهشت را به نگاه تو دیده ایم در بذل جان به راه تو مشتاق تر ز هم عشق تو را به قیمت جان ها خریده ایم لب تشنه ایم و در صف پیکار میرویم وقتی که چشمه چشمه حقیقت چشیده ایم کی دست میکشیم از این طوف عاشقی؟ با آنکه صد جراحت شمشیر دیده ایم جان میدهیم و یک سر مویت نمیدهیم در کربلا حماسهي عشق آفریده ایم هفتاد و دو صحیفهي با خون نوشته ایم هفتاد و دو کتیبهي در خون تپیده ایم در جسم ما هنوز تب جانفشانی است «هَل مِن مُعِین» بی کسی ات را شنیده ایم خورشید نیزه ها شدی و در هوای تو بر روی نیزه مثل ستاره دمیده ایم
السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
[ ۱۳۹۰/۰۹/۰۶ ] [ 7:23 ] [
یوسف رحیمی ]
[
]
|
|
| اي با شکوه از تو سرودن سعادت است * اين شعرها بهانهي عرض ارادت است |