|
کاروان دل |
ببین دارم نگاه غرق آهی دلم را زیر و رو کن با نگاهی تو که آقائی ات گشته زبانزد بیا بگذر ز عبد رو سیاهی فدای چشم ذره پرور تو کرامت می چکد از محضر تو قسم بر عصمت زهرای اطهر نجاتم داد مهر مادر تو چنان مبهوت در کار حسینم دم آخر شد و یار حسینم ز بند هر غمی آزاد هستم از آن دم که گرفتار حسینم [ ۱۳۹۱/۰۸/۲۸ ] [ 8:11 ] [
یوسف رحیمی ]
[
]
|
|
| اي با شکوه از تو سرودن سعادت است * اين شعرها بهانهي عرض ارادت است |