کاروان دل
 

با زخم دل و زخم جبيني ديگر

با ناله و آه آتشيني ديگر

از ماتم خواهر تو بايد جان داد

از راه رسيده اربعيني ديگر

*

با شيون و اشک و ناله بر مي گردند

رفتند چو ياس و لاله بر مي گردند

در قافله جاي آفتابي خالي ست

افسوس که بي سه ساله بر مي گردند

*

آن خيمه‌ي بي عمود را برپا کرد

يادي ز لب سوخته‌ي سقا کرد

در علقه رفته ست سکينه از هوش

انگار ضريح ماه را پيدا کرد

 

***

 

دارد به دل صلابت کوه شكيب را

از لحظه اي كه بوسه زده زخم سيب را

 

با اقتدار فاطمي خود رقم زده

در کربلا حماسه‌ي أمن يجيب را

 

با كاروان نيزه چهل منزل آمده

اين راه پر فراز بدون نشيب را

 

كوبيد صبح قافله بر طبل روزگار

رسوايي اهالي شام فريب را

 

با خطبه هاي ناله و اشكش غروب ها

تفسير كرد غربت شيب الخضيب را

 

شد لاله پوش معجرش از حسرت فراق

تا ديد روي نيزه نگاه طبيب را

 

جانش رسيد بر لبش از دست خيزران

طاقت نداشت طعنه‌ي تلخ رقيب را

 

مي ريخت عطر سيب نفس هاي خسته اش

در جان باغ وعده‌ي صبحي قريب را

[ ۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ] [ 16:34 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
.: کاروان دل: پايگاه اشعار آئيني يوسف رحيمي :.
اللهم عجل لوليک الفرج

رهبر معظم انقلاب:
درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى
و شجاعت و مواسـات و درس قيـام للَّه
و درس محبّـت و عشـق اسـت. يكى از
درسهاى عاشورا همين انقلاب عظيم و
كبيرى‌ست كه‌شما ملت ايران پشت‌سر
حسين‌زمان و فرزند‌ابى‌عبداللَّه الحسين
عليه‌السلام انجام داديد.

در خون ماست غیرت سردار علقمه
هیهات اگر حسین زمان را رها کنیم...