|
کاروان دل |
غريبي، بيکسي، منزل به منزل خبر دارد ز حالم چوب محمل چهل روز است در سوز و گدازم فقط خاکستري جا مانده از دل
چه باراني دو چشم آسمان است چه طوفاني دل اين کاروان است کنار قبر سالار شهيدان همه جمعند و زينب روضه خوان است
شبيه آتش است اين اشک خاموش که مي بارد ز چشمان عزاپوش رباب است اين که با لالايي خود کنار خيمه ها رفته ست از هوش [ ۱۳۹۲/۰۹/۲۴ ] [ 11:40 ] [
یوسف رحیمی ]
[
]
|
|
| اي با شکوه از تو سرودن سعادت است * اين شعرها بهانهي عرض ارادت است |