کاروان دل
 

در خون تپيده آسمان در بين گودال

جان تمام کاروان در بين گودال

 

مي دوخت سمت خيمه ها چشمان خود را

با پلک هايي نيمه جان در بين گودال

 

دار و ندار خواهري از دست مي رفت

در ازدحامي بي امان در بين گودال

 

گرم طواف قبله ی آمال زينب

سر نيزه و سنگ و سنان در بين گودال

 

در موج خون گم کرده تنها هستي‌اش را

يک بانوي قامت کمان در بين گودال

 

سر مي زد از سمت غروبي خون گرفته

خورشيد زينب ناگهان در بين گودال

 

از آسمان نيزه ها معراج مي رفت

تا بي کران تا لا مکان در بين گودال

 

نه سر، نه انگشتر، نه کهنه پيرهن، آه

آلاله، پرپر، بي نشان در بين گودال

 

انگشتر و انگشت با هم رفت از دست

در جستجوي ساربان در بين گودال

 

با بوسه هاي نعل هاي تازه آخر

تشييع شد خورشيدمان در بين گودال

 

در شعله هاي آفتاب داغ صحرا

مانده تني بي سايه بان در بين گودال

[ ۱۳۹۲/۰۸/۲۳ ] [ 8:22 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
.: کاروان دل: پايگاه اشعار آئيني يوسف رحيمي :.
اللهم عجل لوليک الفرج

رهبر معظم انقلاب:
درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى
و شجاعت و مواسـات و درس قيـام للَّه
و درس محبّـت و عشـق اسـت. يكى از
درسهاى عاشورا همين انقلاب عظيم و
كبيرى‌ست كه‌شما ملت ايران پشت‌سر
حسين‌زمان و فرزند‌ابى‌عبداللَّه الحسين
عليه‌السلام انجام داديد.

در خون ماست غیرت سردار علقمه
هیهات اگر حسین زمان را رها کنیم...