|
کاروان دل |
حضرت فاطمـه عليها السلام در واپسیـن لحظـات زنـدگی اش به امـام علـی عليه السلام عرضـه داشـت: یا أبا الحسـن، لم یبـق لی إلا رمق من الحیاة و حان زمان الرحیل و الوداع، فاستمع كلامی فإنك لا تسمع بعد ذلك صوت فاطمة أبدا؛ ای اباالحسن! بیشتر از لحظـه ای از زنـدگانیـم باقـی نمانـده اسـت و زمـان خداحافظی فرا رسیده است. سخـنان مرا بشنـو زیـرا پس از این هرگز صدای فاطمه را نخواهی شنید. الكوكب الدری: ج 1 ص 251 ای ماه چه کرده با دلم شيون تو مانده ست هلالی از تمام تن تو ای هستی من کاش به من می گفتی تکليف علی چیست پس از رفتن تو؟ *** امام صادق عليه السلام فرمود: حضرت زهرا عليها السلام در لحظات آخر عمرشان شروع به گریه کردند، حضرت على عليه السلام از ایشان سؤال كرد: اى بانوى من! چرا گریه مىكنى؟ فرمود: أَبكِی لِمَا تَلقَى بَعدِی؛ براى آن مصیبت هایى كه تو بعد از من خواهى دید. بحارالانوار ج43 ص218 بی تاب، غریب، بی رمق، دل ریشم دلتنگ تر و شکسته تر از پيشم پهلوي شکسته می رود از یادم وقتي که به غربت تو مي انديشم *** حضرت مولی الموحدین علي عليه السلام فرمود: لَقَد كُنتُ أَنظُرُ إِلَیهَا فَتَنكَشِفُ عَنِّی الهُمُومُ وَ الأَحزَان؛ هر گاه به فاطمهJ می نگریستم نگرانی ها و غم ها از قلبم زدوده می شد. کشف الغمة ج1 ص363 چندی ست اسیر اشک و آهی زهرا دلخسته از این شب سیاهی زهرا ای کاش غم از دل علی می بردی مانند گذشته با نگاهي زهرا *** روزي، پيامبر خدا صلوات الله عليه به همراهانش، فرمود: ميدانيد که فاطمه بيمار شده است؟ پس برای عیادت به سوي خانه فاطمه عليها السلام به راه افتادند، پس از آن، وارد خانه شديم و بعد از احوالپرسي، و درنگي کوتاه، خارج شدند. مردم گفتند خدایا دختر پیامبرمان بدین وضع به سر میبرد؟ حضرت شنيد و گفت: اما اين را هم بدانيد که فاطمه سرور تمام بانوان در روز رستاخيز خواهد بود. اما امان از همین مردم بی وفا که بعد از پیامبر و آن اتفاقات دردناک هیچکدام به حضرت سر نمیزدند. حلیة الاولیاء ج2 ص41 و 42 جز غربت و آه و ناله سردی نیست جز دیده خون و چهره زردی نیست دیدی که کسی درد مرا درک نکرد ای مرگ بیا که جز تو همدردی نیست *** حضرت فاطمه عليها السلام در ساعات پایانی زندگی اش، مقداری آب و جامه ای تازه خواست و به بهترین وجه غسل نمود. آیت الله سید کاظم قزوینی در ادامه روایت می گوید: نمی دانم شاید علت این بوده که آن بزرگوار می خواست آثار جراحت موجود در بازو و پهلوی خویش را بشوید تا ... . فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت ص593 قلبی پر از اندوه و جراحت دارد از غربت مرتضی مصيبت دارد آن روز خودش غسل شهادت می کرد می گفت که زخم کهنه زحمت دارد *** ابن عباس میگوید: وقتی بیماری حضرت فاطمه عليها السلام شدت یافت به اسماء فرمود: مبادا مرا روى تختهاى بگذارید كه جنازهام ظاهر باشد! اسماء گفت: نظیر آن تابوتى را براى تو درست میكنم كه در حبشه دیده بودم. حضرت به فرمود: نمونه آن را به من نشان بده! اسماء تابوتى را كه در حبشه دیده بود ساخت و آن اولین تابوتى بود كه ساخته شد. حضرت زهراء عليها السلام پس از دیدن آن تابوت خندان شد و بعد از پیامبر هیچ وقت غیر از آن موقع خندان نشده بود. زندگانى حضرت زهرا (ترجمه ج43 بحار)، ص: 202 دلخسته و بی قرار می خندیدی آشفته و داغدار می خندیدی اسباب سفر که شد مھیا دیدم با دیدهي اشکبار می خندیدی *** حضرت فاطمه عليها السلام هنگام شهادتش زینب عليها السلام را به همراهی و یاری برادرانش توصیه فرمود آنگاه به او دو امانت گرانبها سپرد و فرمود: دخترم زینب! این دو بغچه که به تو می سپارم یکی از آنها متعلق به دختر ابوذر غفاری است و دیگری مال خودت است که در آن پیراهنی برای حسین است. اما بدان هر گاه این پیراهن را از تو طلب نمود، وقت فراق رسیده و حسین مهیای شهادت می گردد. عقیله بنی هاشم، ص12 با زینب خود سرّ کفن ها را گفت او روضه کهنه پيرهن ها را گفت می گفت «حسین من غریب مادر» سر بند نوای سینه زن ها را گفت [ ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ ] [ 7:25 ] [
یوسف رحیمی ]
[
]
|
|
| اي با شکوه از تو سرودن سعادت است * اين شعرها بهانهي عرض ارادت است |