|
کاروان دل |
دوباره وقت غم و وقت عزاست چِل روزه قافله سامون نداره كاروان گريه و اشك و عزا زخميه پلكاي گرية همه يادي از مادر سادات مي كنند چشما بارونيِ اشك و شبنمه دلا غرق غصه اي نا تمومه ديگه زير سايه رفتن حرومه نوحه با نواي ناله مي خونند نكنه جا مونده تو خرابه كه همه دارن از سه ساله مي خونند اربعين وقف عزاي زينبه بيقرار گريه هاي زينبه وقت روضه خوندن سر حسين توي كربلا براي زينبه
داغ لاله مي چكه از دل اشك تا قيامت به ياد روز دهم
[ ۱۳۸۶/۱۲/۰۵ ] [ 2:50 ] [
یوسف رحیمی ]
[
]
|
|
| اي با شکوه از تو سرودن سعادت است * اين شعرها بهانهي عرض ارادت است |