تبليغاتX
کاروان دل - کنار چار صورت قبر


کاروان دل

 

اشک ماتم توی چشمام می شینه
داره باز دلم هوای مدینه
تو آتیش غم و غربت می سوزه
بیقرار دل ام البنینه

دل میدن فرشته ها به ناله هاش
آخه پرپر شده باغ لاله هاش
بد جوری داره می سوزه جیگرش
از غم شش ماهه و سه ساله هاش

آسمون نگاهش شده پر ابر
نداره دیگه دلش شکیب و صبر
می شینه صبح تا غروب زار می زنه
تو بقیع کنار چار صورت قبر

با دل شکسته و پریشونش
با چشای خسته و غرق خونش
یه گوشه سر روی خاکا می ذاره
زینب هم میاد میشه روضه خونش

با دلی لبریزه از آه و گله
می گه از کوفه و شام و هلهله
می گه از اصغر و عباس و حسین
می گه از سه شعبه های حرمله

می گه از دلای غرق غم شده
می گه از ساقی بی علم شده
می گه از علقمه و قصة مشک
می گه از اون دستای قلم شده

 کشیدند به خون چشای ترش و
زخمی کردند همه بال و پرش و
بسکه بود عمیق جای زخم عمود
زدن از پهلو به نیزه سرش و

می گه از حکایتای کربلا
می گه از مرهم تازیونه ها
می گه از پذیرایی کوفیا
می گه از خیزرون و طشت طلا

می خونه روضة گودال و کفن
می خونه روضة کهنه پیرهن
دم به دم صداش به آسمون می ره
ناله میزنه غریب حسین من

می زدند به هر کسی می رسیدند
صدای ناله ها رو نمی شنیدند
توی گودالی به نام قتلگاه
همة لاله ها رو سر بریدند

از کجای کربلا برات بگم
بگم آخه از کدوم غصه و غم
بگم از بی غیرتی دشمنا
یا که از بی کسی اهل حرم

وقت غارت که دیگه چاره نبود
هستی رباب ، گهواره نبود
جات خالی چه محشری بود نیمه شب
گوش پاره بود و گوشواره نبود


 


 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/14ساعت 2:24 توسط یوسف رحیمی| |


Design By : Night Skin