کاروان دل
اشک ماتم توی چشمام می شینه دل میدن فرشته ها به ناله هاش آسمون نگاهش شده پر ابر با دل شکسته و پریشونش با دلی لبریزه از آه و گله می گه از دلای غرق غم شده می گه از حکایتای کربلا می خونه روضة گودال و کفن می زدند به هر کسی می رسیدند از کجای کربلا برات بگم وقت غارت که دیگه چاره نبود
داره باز دلم هوای مدینه
تو آتیش غم و غربت می سوزه
بیقرار دل ام البنینه
آخه پرپر شده باغ لاله هاش
بد جوری داره می سوزه جیگرش
از غم شش ماهه و سه ساله هاش
نداره دیگه دلش شکیب و صبر
می شینه صبح تا غروب زار می زنه
تو بقیع کنار چار صورت قبر
با چشای خسته و غرق خونش
یه گوشه سر روی خاکا می ذاره
زینب هم میاد میشه روضه خونش
می گه از کوفه و شام و هلهله
می گه از اصغر و عباس و حسین
می گه از سه شعبه های حرمله
می گه از ساقی بی علم شده
می گه از علقمه و قصة مشک
می گه از اون دستای قلم شده
زخمی کردند همه بال و پرش و
بسکه بود عمیق جای زخم عمود
زدن از پهلو به نیزه سرش و
می گه از مرهم تازیونه ها
می گه از پذیرایی کوفیا
می گه از خیزرون و طشت طلا
می خونه روضة کهنه پیرهن
دم به دم صداش به آسمون می ره
ناله میزنه غریب حسین من
صدای ناله ها رو نمی شنیدند
توی گودالی به نام قتلگاه
همة لاله ها رو سر بریدند
بگم آخه از کدوم غصه و غم
بگم از بی غیرتی دشمنا
یا که از بی کسی اهل حرم
هستی رباب ، گهواره نبود
جات خالی چه محشری بود نیمه شب
گوش پاره بود و گوشواره نبود

| Design By : Night Skin |

