کاروان دل
از راه مي رسند بهاران و عيدها مانده ولي به راه تو چشم اميدها دلتنگي مرا به تماشا گذاشتند هر جمعه برگ زردي از اين سر رسيدها شرحي است از حكايت دلدادگي ما هر شب جنون سر به گريبان بيدها هر روزمان بدون تو شام عزا گذشت اي صبح بازگشت تو آغاز عيدها مي آيي از نواحي سرسبز آسمان با بيرقي به سرخي خون شهيدها قال الصادق (ع) : وَ مَا مِنْ يَوْمِ نَيْرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَيَّامِنَا وَ أَيَّامِ شِيعَتِنَا امام صادق (ع) فرمود: نوروزى نيايد جز اينكه ما در آن توقع فرج داريم زيرا از روزهاى ما و روزهاى شيعيان ما است. به گريه هاي بدون صدا دلم تنگ است ستاره مي چكد از خلوت شبانة من شكسته بال و پرم در هواي دلتنگي تو نيستي متعلق فقط به خوبان كه به حلقه هاي ضريح مجعد زلفت چه مي شود كه شبي ميهمانتان باشم شبيه عطر بهشت است عطر سردابت قسم به پرچم مشكي روضة ارباب يا اين دل شكستة ما را صبور كن ديگر بتاب از افق مكه ، ماه من! با ذوالفقار حضرت مولا ، بيا و بعد با كوله بار غربت و اندوه خود بيا امشب بيا كه روضه بخواني برايمان يا چند صفحه مقتل كرب و بلا بخوان هم از وفاي ساقي لب تشنگان بگو
قسم به ندبة « آقا بيا» دلم تنگ است
به وسعت همة گريه ها دلم تنگ است
قفس نشين شده ام بي تو تا دلم تنگ است
شبي به خلوت من هم بيا دلم تنگ است
گره زدم دل سرگشته را دلم تنگ است
براي خيمة سبز شما دلم تنگ است
براي خانه تان ، سا مرا دلم تنگ است
براي ديدن كرب و بلا دلم تنگ است
يا لا أقل به خاطر زينب ظهور كن
اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن
دلهاي شيعه را پرِ حسّ غرور كن
از كوچه هاي سينه زني مان عبور كن
امشب بساط گرية ما را تو جور كن
يا خاطرات عمه تان را مرور كن
هم يادي از مصيبتِ سرخ تنور كن
| Design By : Night Skin |
