کاروان دل
يادش به خير شوق وصالي كه داشتيم باران اشكهاي زلالي كه داشتيم
نديده خورشيدي رو کسي پيش از طلوع تو
اولين ستارهي آسمون خدا تويي
اولين هم سفر خاتم الانبيا تويي
وقتي از اسم خدا گرفته مي شه نام تو
يعني جز خدا کسي نمي دونه مقامتو
وقتي خونهي خدا معطر از خاک پاته
يعني از روز ازل خود خدا خاطر خواته
افضل العبادته زيارت روي علي
بهترين حبل المتينه تار گيسوي علي
اولين ذکر لبش قد أفلح المؤمنونه
حامي دين رسوله اولين مسلمونه
تنها را ه وصال مدينة العلمه علي
خورشيد کرامت و معرفت و حلمه علي
با ولايت علي دين خدا محققه
تو قيامت صاحب صراط و حوض و بيرقه
لحظه لحظهي غدير شاهده که بعد نبي
نداره شريک و همتايي ولي مطلقه
ميزان تشخيص حق و باطله ولايتش
مظهر عدالته تا هميشه مع الحقه
عزت دين خدا مديون اقتدارشه
فاتح عرصه هاي خيبر و بدر و خندقه
صاحب روز قيامت کيه جز مولا علي
وقتي که مي گه خدا هم لا فتي الا علي
ادامه شعر در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
يادش به خير حال خوش دل شكستگي
چشمان خيس و بغض سفالي كه داشتيم
بوي كوير مي دهد اين روزها دلم
كو آن هواي پاك شمالي كه داشتيم
از دشت لحظه ها چقدر توشه چيده ايم
از روز و ماه و هفته و سالي كه داشتيم
مانند ابر مي گذرد كاروان عمر
از دست رفته است مجالي كه داشتيم
ما مانده ايم و حسرت پرواز تا خدا
چيزي نمانده از پر و بالي كه داشتيم
شام فراق با دل عاشق چه مي كند
يادش به خير صبح وصالي كه داشتيم
| Design By : Night Melody |

