کاروان دل
خون مي شوند از جگر داغ ، ناله ها خورشيد ها به رنگ شفق در غروب خون بي تاب شير خوارة خود مادران اشك وقتي كه پلك گريه شان زخم مي شود بر روي نيزه ها كه چنين عطر سيب سرخ یعنی براي عرض خوش آمد به كاروان اينجا تمام آينه ها زخم خورده اند اينجا كبوديِّ لب قرآن حكايتي است آخر حديث صبر و حماسه به خط خون وقتش شده كه هستي خود را فدا كنيم تا اينكه نذر روضة خون خدا كنيم وقتش شده كه مثل حسينيه هاي اشك دل را به رنگ پرچم ماه عزا كنيم وقتش شده كه در دلمان با محرمت آقا دوباره هيئت گريه بنا كنيم چشمي بده كه هر شب روضه به پايتان در آن هزار خيمة ماتم به پا كنيم اشكي بده كه ديدة خود را برايتان تا روز حشر چشمة آب بقا كنيم قسمت شده دوباره شب جمعه يا حسين با نامتان حسينيه را كربلا كنيم يك لحظه هم نمي شود آقا دخيل دل از پرچم سياه عزاي تو وا كنيم با يك سلام ، مي شود از راه دور هم دل را دوباره زائر قبر شما كنيم
وقتي كه زخم مي چكد از باغ لاله ها
مهتاب ها اسير كبودي هاله ها
دلتنگ از فراق پدر ها ، سه ساله ها
باران لاله مي چكد از چشم ژاله ها
با بوي دود مي وزد از اين كلاله ها
دارند از شرارة آتش حواله ها
يعني بهانه است فدك ها ، قباله ها
از ماجراي آن شب شوم پياله ها
حك مي شود به سينة سرخ رساله ها

| Design By : Night Melody |

