کاروان دل
بعد از سه روز پيكر سرخش كفن نداشت از بسكه نيزه خون تنش را مكيده بود در هجمة تواتر شمشير و تير و تيغ از بسكه پيكرش شده پامال اسبها نوحه / حضرت عباس (ع) در هياهويِ ، تشنگي چشمان ، مثل دريا بود داده بود از دست صبر و تابش را وقـت برگشـتن مشك آبش را واي بي ياور آب آور آب آور ----------------- چشم سقا را ، حرمله با تير ، تا نشان مي كرد علقمه پر شد از شميم ياس فـاطـمه آمـد ديـدن عباس واي بي ياور آب آور آب آور سبك نوحه : http://www.fatemiyon.com/media_gallery/861028/m861028-04.wma دلي كه سينه زن هر شب محرم شد صداي هر تپشش ذكر يا حسينَم شد به ياد غربت يك لحظة تو اين گونه بساط گرية هر روز من فرا هم شد شبي كه در دل من خيمه زد غم از هر سو دلم حسينية بغض و آه و ماتم شد فداي زلف پريشان تو كه بر نيزه براي قافله سالاري تو پرچم شد فرشته مثل رقيه سياه مي پوشد حسين ! ساية تو از سر همه كم شد هميشه هر شب جمعه اميد دارم كه دوباره زائر شش گوشة تو خواهم شد قسم به عشق كه رنگ حسين مي گيرد دلي كه سينه زن هر شب محرم شد يا اين دل شكستة ما را صبور كن ديگر بتاب از افق مكه ، ماه من! با ذوالفقار حضرت مولا ، بيا و بعد با كوله بار غربت و اندوه خود بيا امشب بيا كه روضه بخواني برايمان يا چند صفحه مقتل كرب و بلا بخوان هم از وفاي ساقي لب تشنگان بگو
يوسف ترين شهيد خدا پيرُهن نداشت
حتي توان و قدرت ناله زدن نداشت
راهي به جز شقايق پرپر شدن نداشت
يك جاي بي جراحت و سالم ، بدن نداشت
زلفي كه شانه شد به سر نيزه صبحگاه
كنج تنور چاره به جز سوختن نداشت
در بورياي كهنه تن لاله پوش او
پيچيده شد اگر چه شقايق كفن نداشت
چشم اُمّيدِ ، كودكان سويِ ، دست سـقا بود
هم حسين و هم ، اهل خيمه را ، نيمه جان مي كرد

يا لا أقل به خاطر زينب ظهور كن
اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن
دلهاي شيعه را پرِ حسّ غرور كن
از كوچه هاي سينه زني مان عبور كن
امشب بساط گرية ما را تو جور كن
يا خاطرات عمه تان را مرور كن
هم يادي از مصيبتِ سرخ تنور كن
| Design By : Night Skin |

